الفيض الكاشاني

408

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

است . » بىشكّ زهد در دنيا براى آن مطلوب است كه دل براى آخرت فارغ و آماده مىشود . « 56 » آداب فقير در حالت فقر ( 1 ) براى فقير در باطن و ظاهر و معاشرتها و اعمال او آدابى است كه بايد آنها را رعايت كند . امّا ادب باطن اين است كه نسبت به فقرى كه خداوند او را بدان مبتلا گردانيده كراهت نداشته باشد ، به اين معنا كه از فعل خدا از حيث اين كه آن فعل اوست ناخشنود نباشد هر چند فقر را ناخوش بدارد . مانند كسى كه وى را حجامت كرده باشند ، او از حجامت به سبب درد آن كراهت دارد ليكن از حجّام و عمل او كراهت ندارد بلكه بسا منّت آنها را به گردن مىگيرد ؛ و اين پايينترين درجهء ادب باطن است كه واجب مىباشد و نقيض آن حرام و زايل كنندهء ثواب فقر است و معناى قول پيامبر خداست ( ص ) كه فرموده است : « اى گروه مستمندان از ته دل از خدا خشنود باشيد تا به ثواب فقر دست يابيد و گرنه ثوابى نداريد » . « 57 » درجهء بالاتر از اين آن است كه از فقر كراهت نداشته و به آن خشنود باشد ، و بالاتر از اين آن كه فقر را طالب و بدان خوشحال باشد ، زيرا خطرات توانگرى را مىداند و در باطن به خدا توكّل دارد ، و مطمئنّ است كه قطعا روزى او به اندازهء ضرورت خواهد رسيد و زياده بر كفاف را دوست ندارد . مىگويم : اين سخن او با آنچه پيش از اين گفته است كه بالاترين مراتب آن است كه فقر و توانگرى در نظر انسان يكسان باشد منافات دارد . غزّالى مىگويد : على ( ع ) گفته است : « خداوند به وسيلهء فقر عقوبتها و ثوابهايى دارد . از جملهء نشانه‌هاى فقرى كه موجب ثواب است اين است كه در حال فقر خوشخوى و فرمانبردار پروردگارش باشد ، و از وضع خود شكايت نكند ، و خداوند را بر فقرش شكر گويد . از نشانه‌هاى فقرى كه موجب عقوبت است آن كه بر اثر فقر بدخوى شود و پروردگارش را نافرمانى كند و زياد از حال خود ناله و شكايت كند ، و از قضاى الهى خشمگين باشد . »

--> ( 56 ) همان مأخذ ، 2 / 16 ، شمارهء 5 . ( 57 ) پيش از اين ذكر شده است .